اليعقوبي ( مترجم : آيتى )
2
البلدان ( فارسى )
چه چيز است ، و ساكنان آن از عرب و عجم كيانند . . . ( و همچنين از ) آب آشاميدنى اهالى آنجا ، تا آنجا كه از پوشاكشان پرسش مىكردم . . . و هم از كيشها و عقايد و گفتارهاى آنان ، و كسانى كه بر آنجا دست يافتهاند ، و آنان كه در آنجا سرورى دارند « 1 » ( و نيز از ) مسافت آن سرزمين و سرزمينهاى نزديك به آن و . . . كاروانها ؛ سپس گزارشهاى هر كسى را كه براستگويى او وثوق داشتم ، مىنگاشتم ؛ و به پرسش گروهى پس از گروهى يارى مىجستم ، تا آنكه از خلقى بسيار و جهانى از مردم خاور و باختر در موسم ( فراهم شدن حاجيان ) و غير موسم ، پرسش نمودم و اخبارشان را نوشتم و احاديث آنان را روايت كردم ، و يكايك خلفا و امرا را كه سرزمينى را فتح كرده ، و بكشورى سپاه تاخته است ، و هم مبلغ خراج آن و ميزان درآمد و دارايى آن را ذكر كردم ، پيوسته اين خبرها را مىنوشتم و در مدتى دراز اين كتاب را تأليف نمودم ، و هر خبرى را بسرزمين آن ملحق ساختم ، و هر چه را از مردم مورد وثوق اهالى شهرها شنيدم ، به آنچه پيشتر شناخته بودم ضميمه ساختم ، و دانستم كه مخلوق به پايان ( امور ) احاطه نمىكند ، و بشر تا انجام نمىرسد ، و شريعتى نيست كه از تمام آن گزيرى نباشد ، و دينى نيست كه جز باحاطهء بر آن كامل نگردد ، و باشد كه دانشمندان ، در علم اهل دين كه « فقه » است ، گويند : « مختصر كتاب فلان فقيه » « 2 » ، و اديبان در كتابهاى ادبى مانند لغت و نحو و مغازى و اخبار و سير ، گويند : « مختصر فلان كتاب » « 3 » پس ما هم اين كتاب را « مختصرى براى اخبار بلدان » « 4 » قرار داديم . پس اگر كسى از اخبار سرزمينى كه ما ذكر كرده باشيم ، بر چيزى وقوف
--> ( 1 ) از حاشيهء اصل معلوم مىشود اصل عبارت « و المترأسين فيه » بوده است و ترجمه هم مطابق حاشيه است ، و متن كتاب افتادگى دارد . ( 2 ) مانند « مختصر الشرايع » ، يعنى « مختصر نافع » ، محقق حلى جعفر بن الحسن متوفاى سال 676 در فقه . ( 3 ) مانند « مختصر شرح تلخيص المفتاح » در معانى و بيان ، « تلخيص المفتاح » از جلال الدين محمد بن عبد الرحمن قزوينى شافعى خطيب دمشق ، متوفاى سال 739 ، و « شرح » و « مختصر » تأليف سعد الدين مسعود بن عمر تفتازانى ، متوفاى سال 792 . ( 4 ) ابن فقيه ابى بكر احمد بن محمد همدانى را كتابى است در جغرافى بنام « مختصر كتاب البلدان » .